روزی دوازده کیلومتر تو پارک پردیسان می دوم؛ بدون اسثنا. قبل و بعدش هیچ، وسط کار اما فقط دوست دارم جایی بین چمنهای خیس، وسط درختها ولو بشم، چشمها رو ببندم و همه چی تمام بشه. خواب، که پشت دستگیره اون درش که وصل میشه به بیداری یه میله فلزی قلاب کرده باشن ...