# 177
زیر پتو رفت و دو زانو را جمع کرد و بر شکم فشرد، مشتی به بالش کوفت:
« ای کاش بمیرد، اما بدون درد »
+ شبهای تهران / غزاله علیزاده
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۱ ساعت توسط بهرنگ
|