# 38
روزگاری که گواهینامه رانندگی گرفتم، فقط یه شهرک آزمایش بود و بس. پنج صبح میرفتی واسه امتحان و صف و دردسر و .... یه ورقه کارتکس بود که هر وقت رد میشدی، افسر تاریخ مراجعه بعدیت رو روش مهر میزد. کسایی که زیاد رد میشدن کارتکسشون پر بود از جای مهر و گاهی که افسر نگاه میکرد و میدید دیگه جای خالی برای مهر زدن باقی نمونده، دلش میسوخت و طرفو قبول می کرد.
حالا ...
یا پوستم خیلی کلفت شده، یا اتفاقی دهن گا در راهه و مثل اون یارو تو فیلم کمال الملک میخوان قبل از سر بریدن بهم خوش بگذره، یا اینکه کارتکس شکستام تو زندگی پر شده و دارم میرم تو رسته قبول شده ها ...
هر چی هست، آرامشی که این روزا دارم، دو به شکم که پدر واقعیش کیه ...
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم مهر ۱۳۹۱ ساعت توسط بهرنگ
|