# 50
عصر جمعه باشد و
آدم دلش بخواهد کسی دوستش داشته باشد
و یک مانتوی خالی از بند آویخته باشد...
حامد حبیبی
+ تا روشن شدن قضیه، تلنگری که زده شد کافیه؛ ننوشتن چیزی رو عوض نمیکنه اما از فردا خیلی چیزها عوض میشه... تلنگری که وقتی دید یه بابایی از خواب پا نمیشه، با یه سطل آب یخ اومد بالای سرش...
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم مهر ۱۳۹۱ ساعت توسط بهرنگ
|