داشتم تو خیابون فرشته دنبال کاری میرفتم. یهو یکی ازین مثلا گداهای ج.ا.کش سر راه سبز افتاد و پاچه ما رو گرفت که : « تو رو خدا تو رو به کی و به کی قسم کمکم کن، دو روزه هیچی نخوردم ...»

جالب اینجا بود که طرف نزدیک یه باشگاه ورزشی زنونه نشسته بود و به محض اینکه زنی از باشگاه بیرون میزد و میرفت سمت ماشینش، چشمای مردک پفیوز از حدقه میزد بیرون و چنان محو تماشا و خارش خودش میشد که من مونده بودم کسی که معده اش چهل و هشت ساعته رفته تو کما چطور آلات و ادوات پایین تنه اش با این دقت و قدرت مشغول کار میشن.

آخه خودم شخصا دو ساعت غذا نخورم، اگه لیندسی فون ( قهرمان اسکی جهان ) به صورت نمادین و خودجوش در حالت برهنه هم جلوم ظاهر بشه با عمر البشیر اشتباهش میگیرم...